قتل عام 67
گزینه من آب نبود
من، دریا دریا خون بودم،
جاری در گریههای زخم.
برگستره فریادهای شب،
توفانی از سکوت میچرخید،
و آونگها
در اهتزاز بودند،
بیاندیشه درنگ.
صداها، همه، قهقهه سرب بودند
در عبور از باروهای فرو ناریخته.
رخسار چلیپائیان درآئینه بهت مریم
با آیههای قرآن در هم آمیخته بود.
عطش بیابانی
صلابت آب را میگسلانید
و عیسای مسیح
در خاموشی بیشفقت آسمان،
نماز وحشت میخواند
و فرشتگان زمینی
در میان آوازهای سرب
و لذت دامنگستر خمینی
فرو میریختند
تیربانان جیوهای جماران
دخترکان را به خوابگاه خویش میبردند
تا خواب دروازهبانان بهشت برنیاشوبد.
مرداد داغ
طاقت سرما را از هم نمیگسیخت
و آب
از اندیشه شهر منجمد نمیگذشت.
من
دریا دریا خون بودم،
جاری در گریههای زخم
جمشید پیمان
من، دریا دریا خون بودم،
جاری در گریههای زخم.
برگستره فریادهای شب،
توفانی از سکوت میچرخید،
و آونگها
در اهتزاز بودند،
بیاندیشه درنگ.
صداها، همه، قهقهه سرب بودند
در عبور از باروهای فرو ناریخته.
رخسار چلیپائیان درآئینه بهت مریم
با آیههای قرآن در هم آمیخته بود.
عطش بیابانی
صلابت آب را میگسلانید
و عیسای مسیح
در خاموشی بیشفقت آسمان،
نماز وحشت میخواند
و فرشتگان زمینی
در میان آوازهای سرب
و لذت دامنگستر خمینی
فرو میریختند
تیربانان جیوهای جماران
دخترکان را به خوابگاه خویش میبردند
تا خواب دروازهبانان بهشت برنیاشوبد.
مرداد داغ
طاقت سرما را از هم نمیگسیخت
و آب
از اندیشه شهر منجمد نمیگذشت.
من
دریا دریا خون بودم،
جاری در گریههای زخم
جمشید پیمان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر