
وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به چشمان اسب چشم بند زده،
بر دهانش پوزبند تا كم ببیند و کم بخورد و دم نزند!
همه چیز را فهمیدم...
تداعی تراژدی غم انگیز زندگی فلاکت بار مردم نگون بختی که روی گنج نشسته اند ولی از جهل و فقر و بدبختی رنج میبرند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر