۱۳۹۳ بهمن ۶, دوشنبه

نشان از دو کس دارد این نیک پی!

نشان از دو کس دارد این نیک پی!


رحیمی معاون احمدی نژاد واستاندار رفسنجانی


رحیمی معاون احمدی نژاد واستاندار رفسنجانی

محکومیت محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد به جرم مفاسد اقتصادی (بخوانید غارت اموال مردم) باعث تشدید تضادها و جنگ باندی جدیدی در نظام ولایت شده است.
هر یک ازباندهای رژیم تلاش می‌کند برای در بردن خود از این رسوایی بزرگ از او تبری بجوید و اصل و نسب سیاسی او را به باند دیگری منتسب کند.
محمدرضا رحیمی از استانداران رفسنجانی بود که در دور دوم ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد از سال 88 تا 92 معاون اول او یعنی نفر مقام دوم اجرایی کشور بود.
در همان زمان معاونت احمدی‌نژاد، پرونده دزدی و فساد او در قضاییه رژیم در دست بررسی بود. البته احمدی‌نژاد با اعلام این‌که تعرض به اعضای کابینه‌اش مرزسرخ است در برابر این مسأله ایستاد و دولت خود را پاکترین دولت تاریخ حاکمیت ولایت‌فقیه نامید. !
پس از قطعی شدن حکم زندان علیه رحیمی، باند خامنه‌ای نه تنها تلاش دارد خود را از زیر بار مسئولیت دزدی و فساد او بیرون بکشد.، بلکه با تمام قوا در پی آن است که اصل و نسب سیاسی او را به باند مقابل وصل کند.
محمد دهقان یکی از نمایندگان باند خامنه‌ای و عضو هیأت‌رئیسه مجلس رژیم و می‌گوید رحیمی زمانی از نظر سیاسی نزدیک‌ترین فرد به کارگزاران بود و در زمان ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی شیفتگی شدیدی به او داشت. (خبرگزاری فارس 4 بهمن 93)
علیرضا زاکانی یکی دیگر از اعضای مجلس از باند خامنه‌ای و یکی از مقامات سابق امنیتی رژیم نیز ادعا می‌کند که رحیمی در مجلس هفتم رژیم با رأی نمایندگان وابسته به باند رفسنجانی و باند موسوم به اصلاح‌طلبان رژیم در مجلس توانست به‌ریاست دیوان محاسبات رژیم انتخاب شود. زاکانی در این زمینه می‌گوید: ”از ابتدا آقای رحیمی در اردوگاه آقای هاشمی رفسنجانی بود و همیشه از همراهان ایشان بوده است؛ چه زمانی که استاندار بود یا وقتی که در دانشگاه آزاد مسئول دانشکده حقوق ‌دانشگاه آزاد مرکز بود در اردوگاه آقای هاشمی تعریف می‌شد. “ (روزنامه جوان3بهمن 93)
خبرگزاری نیروی تروریستی قدس (تسنیم) در مطلبی با عنوان ”نسب سنجی محمدرضا رحیمی و اکبرهاشمی“ می‌نویسد ”دکترای معروف هم که در سال ۱۳۷۸به وی داده شده است به پاس خدمات برجسته وی در زمان استانداری در دولت هاشمی اهدا شده است“.
این رسانه‌ وابسته به خامنه‌ای به تلاش باند رفسنجانی و کارگزاران او برای بهره‌برداری از محکومیت رحیمی علیه باند خامنه‌ای اشاره مى كند و می‌نویسد: ”در روزهای اخیر جریان نزدیک به آقای هاشمی رفسنجانی وکارگزاران سازندگی سعی نموده‌اند با چسباندن افرادی مانند «محمدرضا رحیمی» به جریانهای انقلابی بایک تیر دونشان بزنند. اولاً باعث تخریب جریان انقلابی شوند و از سوی دیگر، فرار به جلو کنند و وابستگی و همراهی رحیمی به خود را منکرشوند. انگار نه انگار جناب ایشان استاندار محبوب آقای هاشمی بوده و او بود که باعث رشد وترقیعش شده است. نزدیکی رحیمی وجریان هاشمی اظهرمن الشمس است. البته جناب آقای هاشمی از این‌گونه افراد و نیروها در اطرافش فراوان است. یکی دوتا نیست. جریان کارگزاران در این زمینه در دهه 70 و بعدتر در این زمینه به تولید انبوه رسیده است. محمدرضارحیمی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری نهم ازحامیان و مسئولان ستاد آقای هاشمی و نماینده ویژه‌ایشان در استان کردستان بوده است. وقتی که ایشان نتوانستند به‌دلیل ضیق وقت به کردستان بروند، آقای رحیمی را به نمایندگی خود به آن دیار فرستاد... “
خبرگزاری سپاه (فارس) در مورد رحیمی می‌نویسد «محمدرضا رحیمی چنان خودش را به رئیس‌جمهور وقت نزدیک کرده بود که وی در جلسه‌ای تهدید کرده بود اگر به رحیمی دست‌ زده شود من استعفا می‌دهم».
دوری جستن عناصر باند خامنه‌ای و احمدی‌نژاد ازمعاون اول ریاست‌جمهوری نظام، در حالی است که احمدی‌نژاد در آخرین روزهای ریاست جمهوری‌اش در یک اقدام بی‌سابقه که دهن کجی به قوه قضاییه رژیم تلقی می‌شد، به پاس خدمات ارزشمند و تلاشهای شایسته در تحقق ”اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران“،لوح سپاس و نشان درجه یک خدمت را به محمدرضا رحیمی اهدا کرد.
حالا همین احمدی‌نژاد با انتشار اطلاعیه‌یی نوشته است: ”تمام ماجرای آقای رحیمی حتی با فرض صحت اتهامات و قبول رسیدگی قانونی و صحیح، مربوط به سال 86 و قبل از آن و دوره ریاست ایشان بر دیوان محاسبات کشور وابسته به مجلس شورای اسلامی و پیش از همکاری و حضور ایشان در دولت نهم بوده و در آن زمان چنین مسائلی مطرح نبوده است. اصولاً این موضوع هیچ ارتباطی با دولت و حتی دوره خدمت ایشان در دولتهای نهم و دهم ندارد و دلیل اصرار بر ارتباط دادن آن به دولت قبل بر همگان آشکار است“. (سایت تابناک 5بهمن 93)
البته باید از احمدی‌نژاد سؤال کرد که آیا از پرونده فساد رحیمی مطلع بوده است یا نه؟ اگر رئیس‌جمهور رژیم، از چنین پرونده‌یی مطلع نیست پس می‌شود که حدیث مفصل فساد و غارتگری را از این مجمل خواند و اگر مطلع بوده است که علی القاعده همین‌طور است، بیانگر عمق پوسیدگی و فساد نظام ولایت‌فقیه است.
اما طنز تلخ‌تر این است که همین محمدرضا رحیمی سالها رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی درنظام ولایت بوده است. مسألهیی که نشان می‌دهد که فساد و غارتگری با تار و پود این رژیم در هم آمیخته است.
باندهای رژیم می‌توانند هر وسیلهیی را هیزم جنگ و جدال درونی خود کنند ولی نمی‌توانند با منطق ”کی بود کی بود من نبودم ”، از واقعیتها بگریزند.
محکومیت رحیمی که از هر دو باند نشان‌ دارد، بیانگر این است که سر تا پای رژیم با همه دسته‌بندیهایش فاسد و همگی سر و ته یک کرباسند. مسألهیی که برای مردم ایران اظهر من الشمس است.

هیچ نظری موجود نیست: